معلومات جغرافیایی
 
 
 

تعاريف علم جغرافيا :

   درين جا به تعاريف وتعابير جغرافيا ، پرداخته مي شود كه توسط دانشمندان بزرگ جغرافيا درمقطع زماني خاص ارايه گــــــرديـــــــــــــده است .

 

*    هدف جغرافيا مطالعه زمين به ويژه سطح زمين وبخــــــــــشهاي آن است . برنار دوارينوس  ( 1883 )

*    جغرافيا ، از سطح زمين وازپديده هايي كه به آن رابطه علي دارد بحث مي كند . فردريك راتزل ،‌نيمه دوم قرن نزدهم .

*    جغرافيا با سطح زمين از نقطه نظرپراگندگي وواكنش پديده ها سروكار دارد . مي گرانو ( 1912 )

*    جغرافيا به منزله علم مورفولوژي چشم انداز مي باشد . كارل سارو ( 1925)

*    جغرافيا علم مكانهاست . ويدال دوبلاش‌‌، نيم اول قرن بيستم .

*    جغرافيه علم پراگندگي است . مارت نيمه اول قرن بيستم .

*    جغرافيا علم روابط متقابل ( انسان وطبيعت ) است . گريفيت تيلور .

*    جغرافيا به عنوان يك علم ، درجستجوي شناخت محيط بر روي جامعه مي باشد . هلفورد ميكندر ، نيمه اول قرن بيستم .

*    جغرافيا به منزله يك علم به تدوين قوانين حاكم برپاگندگي فضايي چهره هاي ويژه سطح زمين مي پردازد . فردكورت شيفر ، ( 1953 )

*    جغرافيا علم واقعيت هاي عيني مكاني است . همبستگي آنها مفهوم كلي چشم انداز را بوجود مي اورد . كارل ساور ، ( 1963 )

*    جغرافيا علم شناخت جهاني است كه درمكانها موجوديت مي يابد . لوكرمن ، ( 1964 )

*    جغرافيا علم شناخت زمين به منزله جهان انسان ، با تاكيد ويژه به افتراق وهمگوني مكاني است .جي – ام بروك ، ( 1965)

*    جغرافيا راهبرد انسان ، فضا ومنابع مي باشد . اسپايكمن .

*    جغرافيا مطالعه پراگندگهايي فضايي وروابط فضايي درسطح زمين است . كميته تحقيق علم جغرافيا ، امريكا (1965)

*    جغرافيا به پژوهش درپراگندگيها فضايي وروابط درسطح زمين مي پردازد . ادوارد اكرمن ، ( 1965)

*    جغرافيا ، توصيف وتغيرواستدلالي جنبه هاي متغيرسطح زمين را به عهده دارد . ريچارد هارتشون .( 1969)

*    جغرافيا ، افتراق مكاني زمين را به عنوان زيستگاه انسان مورد مطالعه قرارمي دهد . ريچارد هارتشون .

*    جغرافيا به منزله يك علم ، نگرشي به سيراستدلالي وآزمون نظريه هاي مربوط به پراگندگي فضايي ومكاني خصيصه هاي گوناگون سطح زمين دراد . يتس ، ( 1968)

*    جغرافيا ، به تحليل استقرار پديده هاي مختلف ، درمكانهاي مختلف درسطح زمين مي پردازد . كوين كاكس ،(1972)

 

 

    جغرافيا ، علمي است كه درآن ، توصيف سطح زمين با توجيه ويژه نسبت به افتراق وروابط حوزه ها صورت مي گيرد . كي . ار . كيونيك .

*    جغرافيا علم تحليل روابط متقابل نتايج اجتـماعي ، محيط طبيعي وروابط فضايي است . ريچاردپيست . 1977

*    جغرافيا يك ماهيت همديد ازروابط فضــــــــايي درموضوعات انـساني مي باشد . ديــــــويدسميت ، 1977

*    جغـــــرافيا علم مطالعه سطح زمين به منزله فضايي كه درداخل آن نفوس زندگي ميكند . پترهاگت . 1981

*    جغرافيا علميست كه درباره مــــــكانها ، مردم وچگونگي روابط مردم دريك مكان واز روابط بين مكانها بحث ميكند . كوري ، 1991

*    جغرافيا عبارت است از روابط مــتقابل انسان ، تكــتيك مديريت ومحيــط . محمد حسين پاپلي يزدي 1365 شـــمـــــسي .

*    جغــــــرافيا پراگندگي ، افتراق وبازساخت مكاني ، فضايي پديده ها را درارتباط باساختار اجتماعي اقتصادي تبيين مي كند . حسين شكويي ، 1372 شمسي .

 

نتيجه گيري ازتعاريف علم جغرافيا :

     

         هريك ازتعاريف گفته شده ،  رابطه نـــزديكي با مكتـب هاي جغرافيايي ، يعني جبرگرايي مكــان گرايي، احتمال گرايي ، اثباط گرايي ، ايكولوژي ، علـم فضـايي ، ناحيه گرايي وراديكالسـيم  دارد . مثل اينست كه دراغلب اوقات ويا درشرايط خاص زماني ، جغرافيا با توجه به قلمـروهاي وسيع وگوناگون خودنمي تواند تنها به يك تعريف بسنده كند . زيرا درهر عصر و زمانه اي فضا هاي جغرافياي باحاكميت شرايط جديد سياسي ، فرهنگي واقتصادي تغيرمي يابد وهرجامعه اي باتاثيرپزيري ازعوامل خاص خود فضاهاي جديد جغرافياي مي سازد .

     شايد چنين جريان ، ازتوانمنديهايي علم جغرافيا منشآ مي گيرد كه قلمــــــرو خود را نمي تواند  تنها به يك تعريف  ويا اصول ثابت ، محدود ومقيه سازد . ياد آور مي شـــــويم كه باگذشت زمان ، همه علوم مرزهاي خودرا گسترش مي دهند . وباگسترش مرزها ، اصول علـوم نيزتغيرمي يابد . باتغيراصول هرعلم ، تعريف آن علم نيز دچار تغيراتي  مي شود . عدم ثبات اصول وتعاريف رشته هاي علــمي و جغرافيا ، بيــانگرپويايي وحركت علوم وجغرافيا به سوي كمــــــال مي باشد .

        مي توان گفت كه علم جغرافيا ، ازطريق تفكروكاربرده جــهان مارا شكل مي دهد . وجغرافيه دانان به منزله متخصص محيط جغرافياي ،  راهگشا، برنامه ريز، هـدايت گير ، كشـــتي بان ، مشاهده گر ، آموزش دهنده منتقد وبلاخره زنگي بخش به مكانها شناخته مي شود . نتيجه اينكه باتغيرشــــرايط اجتماعي ، محتواي تعاريف جغرافيا نيـــــزتغير مـــــــــــي يابد .  

 

 

 

 

 

اهميت علم جغرافيه درزندگي اجتماعي

        

          پيش ازآنكه بحث خودرا روي اهميت ومفهوم جغرافيا آغاز نمايم . لازمست تا اندك معلومات مختصر درباره علم جغرافيه ارايه گردد .

        موضوع جغرافيا درطول دوهزارسال اخير ، زميــــن وصف آن بوده وتعريف آن مانند علوم ديگر دقيق تر وعميق ترشده است ، بنـــابراين موضوع جغرافيا ازيك سوشناخت كره زمين بصورت يكـــــپارچه وازسوي ديگر شناخت تنوع نامحدود مكان ها بوده است. اراتوستن دانشمند بزرگ يونان 2300 سال قبل كلمه جغرافيا را بكارگرفت واز آن زمان تا اكنون جغرافيا به عنوان يكي ازقديمـــي ترين رشته هاي علمي شـناخته مي شود . كه از ارتباط انسان وجامعه انساني بامحيط طبيعي بحث مي كند . ضمنآ زمين تنـــــــها سياره شناخته شده اي است كه درآن حيات وجود دارد ومحل زندگي انسان ها   وسايرموجودات زنده است . ازديدگاه علم جغرافيا ، اين سياره ازآغاز پيدايش تا اكنون مراحل مختلف را طي كرده است. با توجه به چگونگي شكل گيري محــيط هاي جغرافيايي از آغاز تااكنون ، جغرافيه دانان بايد روابط متقابل انسان ومحيط را به صورت نظام مند « سيستماتيك » بررسي كنند .

          مفكوره كرويت زمين قبل ازمدنيت يونان دربين مردم وجود نداشت بلـــكه زمين را مسطح وهموارمي شمردند زيرا   ذهن مــردم درآن وقت انقدر انكشاف نكرده بود تا درچنين موضوعات تحقيقات مي نمودند . اولين بار فيثاغورث فيلسوف بزرگ يوناني درقرن (5 ) قبل ازميـــــــلاد كرويت زمين را ارايه نمود . ارسطو (350 ) سال قبل ازميلاد قول فيثاغورث را تاييد كرد اما مفكوره بـشر درآن وقت چنين نظريات را قبول كرده نميتونست زيرا وقف خودرا دريك حوزه محدود تصورميكردند . حتي از استوآ به استقامت جنوب معلومات كافي نداشتند .

          اما درعرصه قرن پانزدهم ميلادي پس از تجــــديد حيات علمي وادبي (Renascence  ) نظريات بطليموس وساير دانشمندان روحيه جــــديدي را به خودگرفت وكرويت زمين را پذيرفتند  پس ازقرن (17 ) نظريات ديگر بميان آمد وچنين خاطرنشان گرديد . كه زمين يك شكل غيرمنظم هندسي را داراست وكتله آن تحت تاثير چند قوه وشرايط فزيكي واقع ميباشد . حجم كره زمين درحــدود «  841 /1082 » مليون كيلومتر مكعب و وزن آن تقريبآ « 977 5 » تريليون تن و وزن مخصوص آن بطـــورمتوسط  5/5 است . مرتفع ترين نقطه كره زمين قله ( اورست )  با 8884  متر ارتفاع ازسلــــسه جبال هماليا درشمال هنــدوستان و دركشـــورنيپال ،  وعمـيق ترين نقطه ابحار گودال « ماريان » با 10863 متر عمق دركنار جزايرفليپسن و درشرق آسيا است .

          مطابق پيشبيني هاي موسسات جــــهاني ، نفوس جهان تا سال 2008 به9 /7ميليارد خواهد رسيد وهرگاه به همين منوال رشد يا به تا سالـــهاي 2050 دوچندان خواهد شد .

 

 

تقســــــيمات جغرافيا

          بطوري كه گفته شد دوقطب علم جغرافيه ازعوامل محيط طبيعي وفرهنگ جامعه انساني تشكيل مي شود . 

درجغرافيا كه موضوي اصلي  آن  شناخت تضاد ها وناهمانگي ها درســياره زمين است مفهوم انسان درقالب ونقش يك عامل محوري ظاهرمي شود . تابا فرهنگ خويش تضادها را مشخصات ويژه يي به بخشد . مثل اين است يك سياره بدون انسان  فاقد همه منـــــــابع طبيعي است ومــرده بي جان بنظر مي رسد وسعت گيري نقش انسان درعلم جغرافيا ، به خاطر امتيازي است كه اين علم به انسان بخشيده است .

         انسان منابع طبيعي سياره را مورد بهره برداري قرارميــدهد تادربرابر سياره فزيكي يك سياره فرهنگي را خلق كند .با توجه به عوامل محيط طبيعي ويژگيهاي جامعه انساني علم جغرافيا را مي توان به دوبخش اصلي تقسيم كرد.

الف -  جغرافياي فزيكي وشعبات آن  :

جغرافيه دان مشهور انگليسي بنام « استمپ »  جغرافيا فزيكي را اينـطورتعريف مي كند . « مطالعه جغرافيايي ازچهره طبيعي سياره زمين » اين رشـــــــــته ازجغرافيا به تجزيه وتحليل وسنجش پاگندگي اشكال زمين ، آب وهوا، آبها ، خاكها،  گياهان ، حيــــــــوانات ، معادن وسـاير پديده ها ي طبيعي مي پردازد . شاخه هاي اصلي جغرافياي طبيعي

«فزيكي » ميتوان چنين مورد مطالعه قرارداد .

1 – ژيومورفـــــــولوژي  : علميست  كه ازاشكال زميـــــــن ، پيدايش ، تكــوين وپراگنـــــــدگي انها بحث ميكند . ژيومورفولوژي  به وسيله ويليام دويس « 1850 - 1934  »  جغــرافيه دان مشهور امريكاي شكل گرفت وبا تحقيقات ارزشمند ، جغـرافيه دانهاي چون نظيروالتر پنگ ، كنيك ، لانگين ، چركي به قوانين واصول خود رسيد .

2 – اقليم شناسي « كلماتولوژي » درمورد اوضاع اقلــيمي وارتباطات باحيات انسان بحث مي كند . وبرشته هاي كوچك ازقبيل اقليم شناسي عمومي ، اقليـم شناسي منطقوي ، مـــــــــــــكروكليمتولوژي اقليم شناسي اتموسفير ، كلايمتوگرافي ، پاليو كليمتالوژي تصنيف مي گردد.

3 – علم اقيانوس شناسي : (    ( Oceanologyعبارت از مطالعه دقيق ابحاروبحيره ها است . كه ارتباط با نقشه برداري عمق بحروآب دريا ها انكشاف يافته است .

4 – هـــــــــــايدرولوژي :  عبارت از علم ابحار است كه با اســـاس آن هايدرولوژي عمومي ، هايدروژي درياها ، جهيل ها ، با طلاقها ، هايدروسروي وهايدروگرافي موردمطالعه قرارميگرد .

5 – علـــــــم يخچال ها  Tlacialogy) ) درمورد يخچال هابحث مي كند . وحاوي رشته هاي فرعي چون يخچال شناسي عمومي ، يخچال منطقوي ، ويخچال شناسي ديرين ميگردد.

6  -جغرافيه خاك : علميست كه برسي عوامل .مراحل تشكيل خاك ، عوامل آلي وغير آلي درآن نقش آب وهوا درنوع خاك ، بهره برداري از خاك ، طبقه بندي وپراگندگي انوع خاكها درقلمرواين رشته مورد برسي قرارميدهد .

7   – جغرافيه حياتي : علميست كه ازپراگندگي حيواني ونباتي درمناطق خشكه سياره زمين بحث ميكند.كه به دوبخش تقسيم ميشود . جغرافياي حيواني وجغرافياي نباتي ، جغرافيه حياتي غالبآ مفاهيم جغرافياي نباتي وحيواني ره همراه دارد. ولي درعمل به پراگندگي نباتات بيش ازپراگندگي حيوانات توجه ميكند.

8   – فينولوژي  (Phenology  ) علميست كه پيرامون تغيرات موسمي اقليم با فصلها ي سال وتاثيرات آن درحيات نباتات .حيوانات بحث ميكند .

9       –جغرافيه رياضي : درباره زميـــــــــن وارتباط آن با آفتــــــــاب ، ماهتاب وقـــوانين آن بحث مكند .

10 – جيـــــــولوژي  Geology ) :  ) علميست كه ازاحجاربانوعيت احجار، مبدا احجاروطبقات داخلي زمين  مورد مطالعه وبرسي قرارميدهد .

11 – كارتوگـــرافي :  Cartography)) علميست كه فن نقشه كشي وارتسام نقشه را مورد مطالعه وبرسي قرارميدهد .

ب -  جغرافياي بشري وشعبات آن :

             دانشمندان بزرگ انگليسي  جغرافياي بشري راچنين تعريف مي كند : « جغرافياي بشري ازچهره ها وپديده هاي سطح سياره زمين كه مستقيمآ با انسان «بشر »  وفعاليت هاي او درارتباط است . » بحث ميكند .

            هربرت كرمل جغرافيه دان امريكايي متعقد است كه « جغرافياي بشري به تجزيه وتحليل پراگندگي انسان وفعاليت هاي اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي وسياسي اومي پردازد »  با توجه به دوتعريف فوق مي توان خطوط اصلي جغرافياي بشري راچنين بيان كرد .

الف -  درجغرافياي بشري عوامل مورد مطالعه قرارمي گيرد كه انسان به وسيله آنها قادر است به بخشهاي  ازسطح سياره زمين شكل دهد .

ب – درجغرافياي بشري بخشهاي ازسطح سياره زمين كه به وسيله انسان شكل پذيرفته است موردبرسي واقع مي شود .                                                                                                                                                

        

بعضي ازجغرافيه دانها به جاي جغرافياي بشري ، عنوان جغرافياي اجتماعي را بكار مي برند . ولي به نظر عده يي نمي توان جغرافياي اجتماعي را معادل جغرافياي بــشري دانست زيرا جغرافياي اجتماعي آن قسمت ازجغرافياي بشري است كه ازنفوس سكونت هاي شهري و روســــــتايي وفعاليتهاي اجتماعي كه جدا از فعاليت هاي اقتصادي وسياسي است بحث ميكند .

تقسيمات اصلي جغرافياي بشري به شرح زيرميباشد .

1 – جغرافياي اقتصادي : علميست كه فعالـــيت هاي اقتصادي بشري را مورد مطالعه وبرسي قرارميدهد . جغرافياي اقتصــــــادي  بيش از همه با تراكم نفوس وعـــــــوامل جغـــــــــــــــرافياي طبيعي ارتباط نــــــــــزديك دارد .

2 – جغرافياي سياسي :   علميست كه از واحدهاي ســــــياسي سياره زمين ونقش فعاليت هاي سياسي درمسايل جغرافياي بشري واقتصادي بحث مي كند . بخش از اين علــــم به شــــــناخت اثرات عـــوامل طبيعي وفـــرهنگي نقش پرقدرت  سيــاسي را ايفا ميدارد . یا به عباره دیگر جغرافیای سیاسی علمسیت که به مطالعه واحدهای متشکل سیاسی می پردازد . منظوراز واحد متشکل سیاسی منطقه ای است مسکون که با مرز های سیاسی محدود شده ودر پرتوداشتن یک نظام حکومتی از وحدت سیاسی خاص برخوردارباشد . بنا براین نفش اساسی جغرافیای سیاسی مطالعه وبررسی واحد های متشکل سیاسی از نقطه نظر جغرافیایست .

3 – جغرافياي فرهنگي : علميــــست كه از پراگندگي نفوس وفرهنگ آنها همچنين از اصول وعوامل وابسته به آنــــــها بحث مي كند .

4 – جغرافياي سكونت :  علميست كه از تكوين ، وسعت ، شكل ، نقــش ونوع پراگندگي ساختمانها ، وبناهاي شــــــهري و روستايي كه جهـت سكونت انسان وبهره گيري هاي اقتصــــادي او ساخته شده است . بحث مي كند  . به عباره ديگر جغرافياي سكونت ، تجزيه وتحليل پراگندگي ســـــاختمانهايي است كه انسان به وسيله آنها خودرا به زمين  معين وابــــــسته مي داند .

          جغرافياي سكونت رابطه نزديكي با جغـــــــرافياي نفوس دارد . زيرا پراگندگي نفوس ونتايج ناشي از آن به شدت دروسعت ، فضــــا واستقرار واحدهاي سكونتي موثر مي افتد ازاين رو ازيك مســــــــــكن ساده  روستايي دريك دهكده  تا شــهرهاي اقماري دريك جامـــعه شهري غول آسا زيرنفوذ عـامل نفوس قرار ميگرد . اصولآ هر واحد سكونتي ويا گروهي ازواحد مسكوني انعكاسي از تعداد انــسانها ، نوع معيشت ، ميزان رشد اقتصادي ، سبك معماري وبطوركلي نمايشگرمطميني  از فرهنگ انسانها در زمان معين با توجه به محيط طبيعي آنهاست .

5 – جغرافياي شهري : علميست كه ازپراگندگي جغـرافياي شهرها وعلت وجودي آنها ، همچنين ازمورفولوژي ، وسعت ، نقش بهره برداري از زمـــين هاي داخل شهر ها ، بررسي نقش يابي مناطق شهري ، توسعه شهرونتايج آن ، تاثير شهر درنـــــــــواهي اطراف ومنطــــقه نفوذ خود و بالاخره ازمسايل ومشكلات شهري در زمان حال وآينده بحث  گفتگو مي كند .

                 بحثي از علم جغرافيا ، به جغرافياي تاريخي اختصاص دارد ولي درمورد تعين حدود قلمرو آن هيچگونه

توافقي بين جغرافيه دانها صورت نـــــــــــگرفته است وهر يك از آنها درمطالعات خويش از يك ويا چند تعريف زيرتبعيت مــــــــــــي نـــــمايند :

1 – درجغرافياي تاريخي ، تاثيرات محيـــــــــط هاي جغرافياي درپديده هاي تاريخي مورد بررسي واقع مي شود .

2- درجغـرافياي تاريخـــي ، ساختمان واسكليت محيط هاي جغرافياي در دوره هاي تاريخي  تجديد بنا مي گردد.

3- درجغـــــرافياي تاريخي ، با توجه به پديده ها اتفاقات  دوره هاي گذشته به پيش بيني وآينده نگري مي پردازد

4 – تكامل كشــــــــورها ونقــش يابي آنــها در دوره هاي تـــــــــــــاريخي مورد تــــــــــــــوجه قرار ميگرد .

- درين بخش از جغرافيه ، تاريخ اكتشافات جغرافياي مطالعه مي شود

 

.

اسباب و وسايل تعليم جغرافيه

          آنچه درپيشبرد تعليم جغرافيه مورد استفاده قرارميگرد ازجمله وسايل واسباب تدريس جغرافيه ميباشد . كره جغرافيايي ، انواع نقشه ها واطلس ها ، كتابها ، توپ پلاستكي ، مقوآ ، مدل ها ، قطب نما ، چارت ها ، گرافيها .....

وغيره  ازجمله وسايل واسباب بسيارمهم وضروري  در تدريس مضامين جغرافياي ميباشد . كه استادان ومحصلين محترم ميتوانند . حين تدريس مضامين جغرافيا از آنها استفاده كنند وپروسه درسي خويش را جالب وزمينه آموزش علمي را بيشترفراهم نمايند  بعضي از اسباب و وسايل يادشده تحت عناوين جداگانه  به تشريح وتوضيح گرفته شده است اميدوارم كه استادان محترم از آنها كنند .

استفاده از نقشه در آموزس جغرافيا :

      نقشه ها مدل هاي ساده از جهان واقعي هستند كه با استفاده از اطلاعات علم نقشه كشي وعلايم رسم مي شوند و وظيفه اصلي آنها نمايش ساده وعيني يك مكان معين است . در زمينه استفاده از نقشه درعلم جغرافيه وبرداشت شاگردان از نقشه ، تا اكنون مطالعات مفصل ومتعددي انجام شده است . به طوريكه برخي از دانشمندان علم جغرافيه بر اين باور اند كه تعداد مطالعات در مورد نقشه وكار برد ان در آموزش كودكان بسيار بيش تر از مطالعاتي  است كه در زمينه طرح ريزي درس جغرافياي پوهنتونها ومكاتب انجام شده است

     اغلب مطالعات انجام شده درمورد نقشه ها به اين نقطه تاكيد دارند . كه ايا شاگردان يا استفاده كننده گان نقشه را درنظر داشته اند يا خير؟  مهمترين عامل درتفاوت برداشت ها از يك نقشه تفاوت سني وتخصصي توليد كننده ي نقشه واستفاده از آن است . ومسلمآ اين تفاوت سني وتخصصي با عث فاصله گرفتن متخصص نقشه كشي (از نظر معلومات استفاده كننده از نقشه مي شود . اگر بخواهيم ساده تر صحبت كنيم ، بايد به اين سوال پاسخ دهيم كه

 

 

ايا يك مهندس ميخانيك از پمپ آب  همان برداشت را دارد كه يــك فرد عادي وغيـــر متخصص دارد ؟ مسلمآ پاسخ منفي است . بنا بر اين ، نقشه كش نقشه را طوري رسم كند كه شاگرد مطالب بيشتر وعميق تري از آن دريابد

كه در خاطره  دراز مدت تصور دقيق تر وعميق تر از جــــاييكه نقشه بر آن رسم شده است . جايگزين گردد . اگر قرار باشد انديشه ها وافكار جغـــرافياي بصورت موثري به شاگردان انتقال يابد تا آنان بتوانند جغرافياي بي انديشند

و جغرافياي استدلال كنــند وتفــــــــاوت هاي بارز يك  مكان را با مكان ديگر تشخيص دهيد ، نقشه وسيله كاملآ اســـــــاسي خـــواهد بود . استفاده از نقشه به عــــــنوان يك زبان مشــترك درجغـــــرافيا ، براي تبادل اطلاعات شفاهي ومكتوب اهميت زيادي دارد.  زيرا نقشه از طريق راهنماي خود ، استفاده ي همگان را با تفاوت هاي زباني زياد ممكن مي سازد .  

 

 

استفاده از كره جغرافياي درآموزش جغرافيا :

           نياز استادان ومعلمين محترم جغرافيا به خاطر تفهيم بهتر برخي از موضوعات مربوط به جغرافياي رياضي ومخصوصأ ويژگي هاي كره جغرافياي ، همواره احساس مي شده است . كــره جغرافياي به عنوان شبيه ترين وسيله به كره زمين ، قابليت نمايش مفاهيمي را دارد كه هيچ يك از ديـــــگر ابزار آموزشي جغرافيا هم چون نقشه ، فلم وقـــــــــــــــــــــــــادر به نــــــــــــمايش  آن ها نيستند . 

          كره جغرافياي به عنوان يكي از كامل ترين  ابزار هاي آمـــــوزشي ، كروي بودن زمين را به خوبي درچشم شاگردان مجسم مي كند .بهتر است پيش از ورود به بحــــــــث هــــاي مربوط به كره زمين ، جهت يابي ، مدارها

ونصف النهارها وحركات زمين ، حدود يك يا دوجلسه با كره جغرافياي مفاهيم چندي را به شاگردان بياموزيم ، همان گونه كه اشاره كرديم مفاهيم را كه با هيچ وسيله وابزار كمك آموزشي ديگر نمي توان آموزش دارد ، به كمك كره جغر افياي آموزش دهيم . لذا بهتراست  ابتدا زمينه هاي فكري صحيحي به وسيله اي كره جغرافياي درذهن  شاگردان ايجاد كنيم وسپس به مباحث مربوط به لكچر وكتاب درسي وارد شويم .

استفاده از كمپيوتر در آموزش جغرافيا :

            امروز استفاده از كمپيوتر دركليه ابعاد زنــــدگي بشر گسترش يافته است وبيشتر افراد جامعه به نوعي با اين وسيله وخدمات آن  آشنایي دارند . كمپيوتر درعمـــــليات بانــــــــكي ، آزمايشگاه هاي تشخيص طبي ، تهيه فلم هاي سينماي وحتي  درفعاليت هاي محصلان اهميت و مورد استفاده دارد .

      درجغرافيا نيز استفاده از كمپيوتر گسترش وســــــــــيعي يافته وافق هاي تازه اي را درانجام پژوهش ، آموزش ونمايش  اطلاعات جغرافباي درپيش روي پژوهشگران گشوده است . همچنين استفاده ازانواع  نرم افزارها ، سايت هاي اينترنتي وساير موارد درآموزش وپژوهش هاي جــــــــــغرافياي ، توسعه روز افزون يافته واين امر درآموزش وپژوهش درزمينه هاي مختلف جغرافياي طــبيعي ، بشري بسيار موثر بوده است .

مدل هاي جغرافيايي واهميت آن درتدريس :

هرآنچه كه به گونه اي در آموزش تدريس مضامين جغرافيايي سهـــولت را فراهم كرده بتواند  مدل جغرافيايي مي نامند . ساده كردن وتفهيم يك موضوع پيچيده اي جغرافياي واثبات يك نظريه يا فرضيه اي جغرافيايي تجربه شده

از ديگرمزاياي مدل جغرافياي است .  مدل هاي جغرافياي تنها به نمونه هاي كوجك و مولاژها اطلاق نمي شود .

بلكه اين دونيزبخشي از مدل هاي جغرافياي هستند . مهمترين اصل در مدل هاي جغرافياي ، سهولت استفاده وتاثير آن هـــــــــــــــــــــــــــــــا در يادگيــــــــــــري است .

 

 

 

 

 

نقشه نمونه يك شهرك كوچك به عنوان يك مدل

 

انواع مدل هاي جغرافيا :

          درعلم جغرافيا ، بسياري از رشته هاي علمي ، از گذشــــــته هاي دور تا امروز از انواع مدل ها براي مطالعه وپژوهش بهره گرفته اند . درطبقه بندي مدل هاي جغرافيايي ، سليــــــقه اي محك  ملاك عمل است . به هرحال ، دريك طبقه بندي اين مدل ها را به چهار بخش تقسيم نموده اند .

1 – مدل هاي رياضي : عبارت هاي دقيق رياضي اند كه پديده ها وسيـــــستم هاي واقعي را به صورت خلاصه وبا استفاده از اعداد نمايش مي دهند . مثل       100   رطوبت موجود درهوا                     رطوبت نسبي هوا ويا            

                                                                          حداكثر رطوبت موجود درهمان                                                   

      تعداد نفوس   =   تراكم نسبي نفوس                                                                                                                       

       وسعت منطقه                                                                                                                                                  

2 – مدل شبه سازي : مدل هاي اند كه به مقياس معين از پديده هاي واقعي ساخته مي شود . مانند مدل منظومه شمسي .

3 – مدل مفهومي : اين مدل ها به دنبال برسي هاي به عمل آمده ودر مورد يك نظريه دريك محيط واقعي تعريف ميشوند.

4 -  مدل فزيكي  : اين مدل ها بيشترين نقش را درآموزش موضوعات جغرافيايي عمــــــومي دارند . استفاده مهم آن نشان دادن درپــديده هـــاي طبيعي است .

ويژگي هاي اهميت مدل جغرافيايي :

1 -  مدل بايد شكل ساده اي از پديده هاي واقعي را نشان دهد .

2- به واقعت شباهت زيادي داشته باشد .

3 – اطلاعات مورد نياز را دراختيار افراد قراردهد .

4- از دقت كافي برخوردار باشد .

5- قابليت پيش بيني داشته باشد .

6- تصميم گيري را آسان كند .

7- مختصر ومربوط به موضوع مورد نظر باشد .

                                             

                                              معلومات درمورد كره زمين

        سياره زمين ، سومين كره منظومه شمسي از نظر فاصله با آفتاب است . درباره پيدايش اين سياره ونيز منظومه شمــسي  نـظريات مختلفي ابراز شده اما هيــچ يك از آنــها تا اكـــنون به طـــــوركامل مورد قبول واقع نشده اند .

           لاپلاس  دانشمند فرانسوي معتقد است كه منظومه شمــــــسي درابتدا توده عظيمي از گاز هاي سوزان بوده كه حركت دوراني شديدي دور مـــــركز خود داشته است .  رفته رفته اين توده سوزان سرد شده وبه دليل حركت دوراني  اش حلقه هاي از گاز از سطح آن جداشده  وبا سرعت زياد درفضا به حركت درآمده اند وبه تدريج ازين حلقه ها ، حلقه هاي ديگر نيز جداشده اند  كه به ترتيب حلقه هاي جداشده اوليه ، هسته مركزي خورشيد وشيارات وحلقه هاي جداشده دومي قمر هاي اين سيارات را تشكيل داده اند.

             براساس نظزياتي كه تا اكنون ابراز شده ، سن كره زمين بيش از چهـــارمليارد سال تخمين زده شده است . فاصله زمين تا آفتاب درحدود « 150 » ملــــيون كيلومتر است . كه نور اين فاصله را درظرف 8 دقيقه و20 ثانيه طي ميكند . زمين درهر 24 ساعت يكـــــبار به دور خود مي گردد كه اين حركت وضعي زمين است . وباعث پيدايش شب و روز مي شود . سرعت اين گردش در تقريبآ 28 كيـلومتر دردقيقه است . همچنين زمين دريك مدار بيضوي شكل به دور خورشيد مي گردد . كه به ان حركت انتقالي اطلاق مي شود . سرعت زمين درين گردش تقريبآ 6/29 كيـــــــــلومتر درثانيه است . حــــــركت انتقالي زمــــــين به دور آفــتاب «  365  »روز 6 ساعت طول مي كشد . اين مدت هر 4 سال يكبار به « 366 » ميرسد كه سال كبيسه نام دارد.

         شعاع استوايي زمين درحدود 377 / 6 كيلومتر وشعاع قطبي آن تقريبآ 356 / 6 كيلومتر است . و 21 كيلومتر اختلاف اين ار قام نشان ميدهد . كه زمين كروي كامل نيست بلكه شلغمي شكل است . يعني دراستوا اندكي برآمد

          برآمدگي ودرقطبين فرورفــــــــــــــتگي دارد . محيـــــط دايره استوا 070/ 40  كـــــيلومتر ومـــــساحت

سطح كره زمين 000/7  60  / 10 5  كيلومتر مربع است .

            انسان چه بصورت انفرادي وچه بصورت اجتماعي ، چـه شهري ومتمدن وباداشتن بدوي براي ادامه زندگي وپيشرفت وتكامل مجبور به ارضاي نيازمندي هاي زندگي خود ميباشد. بديهي است حيات انسان وتكامل وي بسته سرزميني است كه درگذشته نياكانش آنجا را به عنــــــــوان مسكن محل بود ٌباش  اختيار نموده اند وبا وسايلي كه طبيعت محيط مسكوني يعني : جنس خـــاك وآب هوا ومقتضيات محل وساير عوامل دراختيار وي نهاده است . به رفع نياز مندي خود ميپردازد . محيط مسكوني قومي را ميــگويند كه ساكنان آن بتوانند به آساني «             » درآن رفع نمايند . درصورتيكه خلاف اين ترتيب مشاهده شود . آنرا نامساعد ميخوانيم .

          امـــــــــــــا بايد دانست كه غير از جــــنس خاك وآب وهوا ســـــــــــــــــاير عوامـــــــــل طبــــــيعي محــــــــــــــيط مسكوني وعامل مهـــــــــــم ديگري  نيز دربدي وخوبي وپســـــــــــتي وبلنــــــــــــدي درجه معيشت اقــــــــــــــــوام تاثير بسزا دارد . وآن هـــــــــــــــــــوش واســــتعداد وصفات ذاتـــــــي هرقوم است . ولـــــــــــــــي اين عامل مهم نيز كه ظاهرآ ذاتي به نــظـر مي آيد . يقـــــينآ نتيجه تاثــــير مــــــتمــــادي محيط مـــــــــــــــــسكوني وساخته ٌ پرداخته سرزمين آبايي واجـــــــــــــــــدادي مي باشد . زيرا اگـــــــــــــر فرض كنــيم كه جمـــــــــــع اقوام دنيا دريك تاريخ در روي زمــــــين پيداشده باشند . تصــــــــــور اينـــــكه بعضي اقوام صفات وخصايص داشته اند وبرخــي ديگر از آنــها محـــــــروم بوده اند  به هيـــــــــچ وجه معقول ومنطقي به نظر نمــــــــــيرسد . زيرا اگر قومي وحــــــشي است . ودرجــه معيشت او از ميــــــزان زندگي حيوانات بالاتر نيامده نه بدان علـــــــت است . كه آن قوم بي استعداد ، كــــــــــــــم هوش ، وكند ذهــــــن را از نيكان خود به ارث برده است . بلكه بدون شك علت اصــــــــــلي چنــــين عقــــــب ماندگي ناســازگاري سرزمين مسكوني ، نا مســاعد بودن آب وهوا وساير كــــــــــيفيات مـــناسب ميحـــــــــط ميـــــــــباشد كه يك سلــــــــسله پيش آمدهاي طبيعي وتــــــــاريخي ايشــــــــــان را به سكونت به چنان جايي محكوم كرده است .

            از اين مقــــــــدمات چنــــــــين نتيجه  ميــــگيريم كه خـــــــــــوبي وبدي ، پـــــــــستي وبلندي را چه تمـــــــــــــدن اقوام وهنر ، هنــــــــــــــــر منـــــــــــــــــدي ليــــــــــــــــــــــاقت ويا عـقب مـــــــــاندگي وناتــــــــــــــــــــواني ايشان وخـــــــــــــــــــلاصه پـــــــــــــــــــيشرفت ويـــــــــا عــــــــــــــدم آن بطور كلـــــــــــــــــــــي تابع مقتــــــــضيات وكـــــــيفيات طبيـــــــــعي  سرزميــــــــن مســــــــــكوني آنان بوده  وبســـــــــــته به كمي وزيــــــــــــادي عــــوامل مــــــــساعد جغـــــــــــــرافيايي ومقدار مصالح مواد ومنابعي  است . كه طبيعت براي رفع نياز مـــــــــــــــــندي هاي ضـــــــــــروري زندگي در دسرس آنها قرار دارد.                                                                                                                                                                 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 7:33  توسط احمد سهیل   | 
 
  بالا